<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>ورزش و علوم زیست حرکتی</title>
    <link>https://sbs.hsu.ac.ir/</link>
    <description>ورزش و علوم زیست حرکتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تنظیم آپوپتوز در آسیب نخاعی: اثرات سینرژیک تمرین هوازی و رزوراترول بر تعادل BAX/BCL2</title>
      <link>https://sbs.hsu.ac.ir/article_242448.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: آسیب طناب نخاعی (SCI) با تغییر در مسیر آپوپتوز-اتوفاژی موجب آتروفی عضلانی می‌شود. از طرف دیگر مداخلات دارویی و ورزشی می‌تواند عوارض ناشی از SCI را کاهش دهد؛ لذا هدف از مطالعة حاضر، بررسی اثر تمرین هوازی، مکمل رزوراترول و ترکیب آن‌ها بر سطوح پروتئین‌های مسیر آپوپتوز BAX، BCL2 و BCL2/BAX عضله دوقلو بود.&#13;
مواد و روش&amp;amp;shy;ها: تعداد 40 سر رت نر نژاد ویستار با سن هشت هفته در 5 گروه شامل کنترل سالم، کنترل SCI، مکمل SCI، تمرین SCI و رزوراترول + تمرین SCI قرار داده شدند. آسیب نخاعی با انداختن وزنه ده گرمی از ارتفاع ۲۵ میلی‌متری بر روی نخاع در قطعه T10 ایجاد گردید. مکمل رزوراترول با دوز 10 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم به صورت درون صفاقی و روزانه تزریق شد. تمرین هوازی به کمک سیستم حمایت وزن، به مدت 4 هفته، هر جلسه ۵۸ دقیقه و با شدت 20 متر در دقیقه انجام شد. سطح BAX و BCL2 عضله دوقلو به روش الایزا اندازه‌گیری شد. نتایج با استفاده از تی تست مستقل و آزمون&amp;amp;nbsp; آنالیز واریانس یک طرفه با آزمون تعقیبی توکی تحلیل شد.&#13;
یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد که آسیب SCI با کاهش معنی‌دار سطح پروتئین BCL2 و کاهش نسبت BCL2/BAX در عضله دوقلو رت‌ها پس از SCI همراه بود. در حالی ‌که سطح BAX عضله دوقلو افزایش معنی‌داری یافت. اجرای چهار هفته تمرین و ترکیب مصرف مکمل رزوراترول همراه با تمرین هوازی موجب افزایش معنی‌دار در سطح پروتئین BCL2 و نسبت BCL2/BAX عضله دوقلو نسبت به گروه کنترل شد. همچنین مکمل رزوراترول با و بدون تمرین موجب افزایش سطوح BCL2 و نسبت BCL2/BAX عضله دوقلو در مقایسه با تمرین شد. سطح پروتئین BAX در پاسخ به همة مداخلات کاهش پیدا کرد. نتایج همچنین نشان داد که ترکیب تمرین و مکمل رزوراترول در مقایسه با تمرین و مکمل به ‌تنهایی موجب افزایش معنی‌دار BCL2 و نسبت BCL2/BAX عضله دوقلو شد. همچنین در مقایسه با تمرین به‌ تنهایی، مصرف مکمل با و بدون تمرین موجب کاهش معنی‌دار BAX شد.&#13;
نتیجه‌گیری: تمرین هوازی در صورت همراه شدن با مکمل‌گیری رزوراترول می‌تواند با تأثیر بر سطح BCL2، BAX و نسبت BCL2/BAX عضلانی موجب مهار آپوپتوز از طریق بهبود در سطح پروتئین‌های درگیر در این مسیر در رت‌های با ضایعه نخاعی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مسابقه شبه بوکس و مصرف مکمل کورکومین بر سطوح پایه، پس از مسابقه و ریکاوری نشانگرهای فشار‌‌ اکسایشی و ضد ‌اکسایشی بوکسورهای حرفه ای</title>
      <link>https://sbs.hsu.ac.ir/article_240566.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: در ورزش های مبارزه‌ای به سبب شدت زیاد فعالیت، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی ورزشکاران مختل می شود و در پی آن با افزایش تولید رادیکال های آزاد عملکرد ورزشکار دچار افت می شود. به همین سبب هدف این پژوهش بررسی تاثیر مسابقه شبه بوکس و مصرف مکمل کورکومین بر سطوح پایه، پس از مسابقه و ریکاوری نشانگرهای فشاراکسایشی و ضد اکسایشی بوکسورهای حرفه ای بود. 
مواد و روش ها: در این پژوهش براساس معیارهای ورود 10 بوکسور با میانگین سن 3/23 سال؛ نمایه توده بدن 14/22 کیلوگرم بر متر مربع و چربی بدن 03/12 درصد به روش نمونه گیری هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. نمونه خونی در وضعیت نشسته از شریان زند زبرین تمامی بوکسورها در هشت وهله جمع آوری شد و غلظت سرمی SOD، CAT، MAD و H2O2 به وسیله کیت الایزا به روش کالریمتری اندازه گیری شد. 
یافته‌ها: غلظت آنزیم SOD بین سری های زمانی A و B؛ A و D؛ G و H به لحاظ آماری معنی‌‌دار نبود (05/0&amp;amp;lt;P) ولی بین سری های زمانی D و E به لحاظ آماری معنی‌‌دار بود (05/0&amp;amp;gt;P). سطوح سرمی CAT؛ MAD و  H2O2 در تمامی سری های زمانی به لحاظ آماری معنی‌‌دار نبود (05/0&amp;amp;lt;P).
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد انجام مسابقه شبه بوکس، هم چنین مصرف کوتاه مدت و حاد مکمل کورکومین، تاثیری بر مقادیر سرمی آنزیم های ضداکسایشی و اکسایشی زمان استراحت، پس از مسابقه و ریکاوری پس از مسابقه در بوکسورهای مرد جوان آماتور ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثرات تمرین هوازی و ترکیبی بر بیان ژن‌های کلیدی مسیر IRS1/PI3K/AKT در بافت چربی موش‌های صحرایی نر چاق مبتلا به دیابت نوع دو</title>
      <link>https://sbs.hsu.ac.ir/article_240567.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرینات هوازی و ترکیبی بر مسیر سیگنال‌دهی IRS1/PI3K/AKT در بافت چربی موش‌های نر ویستار مبتلا به دیابت نوع دو و چاقی انجام شد. ۱۸ موش دیابتی شده به سه گروه کنترل دیابتی، تمرین هوازی و تمرین ترکیبی تقسیم شدند. برنامه تمرینی ترکیبی به مدت ۸ هفته و هر هفته ۵ جلسه شامل تمرینات هوازی روی تردمیل با شدت ۴۰ تا ۶۰ درصد حداکثر سرعت و تمرینات مقاومتی با نردبان با شدت ۴۰ تا ۶۰ درصد حداکثر بار انجام شد.
نتایج نشان داد که بیان ژن‌های IRS1، PI3K و AKT در گروه کنترل دیابتی کاهش معنی‌داری داشته است، در حالی که هر دو نوع تمرین موجب افزایش معنی‌دار بیان این ژن‌ها شده‌اند. با این حال، بین دو نوع پروتکل تمرینی تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که تمرینات ورزشی می‌توانند از طریق تعدیل مثبت مسیر سیگنال‌دهی IRS1/PI3K/AKT، به عنوان راهبرد درمانی مؤثری برای اختلالات متابولیک ناشی از چاقی و دیابت نوع دو مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Comparative effects of hypertrophy-, strength-, and power-type resistance exercise on hematological parameters in resistance-trained women</title>
      <link>https://sbs.hsu.ac.ir/article_242862.html</link>
      <description>Introduction and Purpose: The effects of different types of resistance exercise (RE) on hematological markers involved in anemia have remained understudied. Therefore, this study characterized the effects of three types of RE on hematological markers. 
Materials and Methods: Ten resistance-trained women (age 26.30±4.95 years, body mass index 22.07±2.02 kg/m2) were recruited and completed hypertrophy- (3×10-12 repetitions with 70% of one repetition maximum [1-RM]), strength- (7×3-5 repetitions with 90 % of 1-RM), and power-type (5×4 repetitions with 40 % of 1-RM) RE at eight stations. Venous blood was sampled before and immediately after each trial. Within-group differences were assessed by dependent t-student and Wilcoxon tests. In addition, between-group differences were examined using an analysis of covariance test.
Results: Power-type RE caused a significant decline in hemoglobin (P=0.007), mean corpuscular hemoglobin (P=0.018), and mean corpuscular hemoglobin concentration (P=0.043). Strength-type RE significantly reduced the mean corpuscular hemoglobin (P=0.045). Lymphocyte count significantly reduced following strength- (P=0.045) and power-type RE (P=0.004). However, higher levels of platelet counts (P=0.014) and plateletcrit (P=0.006) were observed in hypertrophy-type than in power-type RE. The hemoglobin level was significantly lower after the power-type RF than hypertrophy-type RE (P=0.023). Moreover, a lower level of mean corpuscular hemoglobin was observed in strength-type relative to hypertrophy-type RE (P=0.018).
Discussion and Conclusion: Hypertrophy-type RE had no adverse effects on hematological parameters. However, hematological markers involved in anemia declined following strength-type and power-type RE. Taken together, coaches should monitor hematological markers in athletes performing high-intensity strength or power training to prevent anemia-related performance decrements.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Experimental Comparison of Concurrent Training Protocols Incorporating Resistance with High-Intensity Interval Training or Sprint Interval Training Versus Resistance Training Alone on Some Physical Fitness and Body Composition in Sedentary Prepubesce</title>
      <link>https://sbs.hsu.ac.ir/article_242863.html</link>
      <description>Background and Purpose: Speed, agility, and core muscular endurance are crucial in children’s fitness. This study compared concurrent resistance-high-intensity interval training (RT+HIIT), concurrent resistance-sprint interval training (RT+SIT), and resistance training (RT) alone on speed, agility, abdominal endurance, and body composition in sedentary prepubescent children.
Materials and Methods: Forty-four sedentary children (11.43 ± 0.7 years; BMI: 17.13 ± 1.9 kg·m²) were randomly assigned to RT (n = 11), RT+HIIT (n = 11), RT+SIT (n = 11), or control (n = 11). Training lasted 12 weeks, three sessions weekly. Agility, speed, anthropometrics, and abdominal endurance (30-s sit-up) were assessed pre- and post-intervention. Within-group changes were analyzed using paired t-tests or Wilcoxon tests, while between-group differences were examined with ANCOVA and Bonferroni post hoc tests. Significance was set at P &amp;amp;lt; 0.05.
 Results: No significant between-group differences were observed in anthropometrics or agility. Within groups, agility improved in RT+SIT (P = 0.002), BMI increased in RT+HIIT (P = 0.02), and lean mass increased in RT+HIIT and RT+SIT (P = 0.001, P = 0.02). Speed improved only in RT+SIT compared to control (P = 0.001), and was significantly better than in RT and RT+HIIT (P &amp;amp;lt; 0.05). Sit-up performance improved in all training groups versus control (P &amp;amp;lt; 0.05), with no differences among training groups (P &amp;amp;gt; 0.05).
Conclusions: Agility improved within RT+SIT, with no between-group differences. Body composition improved within some groups, without between-group differences. Abdominal endurance improved in all training groups (RT, RT+HIIT, RT+SIT), and running speed improved in RT+SIT.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر ده هفته تمرین مقاومتی تاباتا بر بیان ژن‌های اسکلروستین، دیککوپف 1 و برخی شاخص‌های عملکردی تعادل زنان مسن چاق</title>
      <link>https://sbs.hsu.ac.ir/article_244537.html</link>
      <description>مقدمه: فعالیت بدنی می‌تواند بر شاخص‌های مرتبط با هموستاز استخوان و تعادل در افراد سالمند تأثیر داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر ده هفته تمرین مقاومتی تاباتا بر بیان ژن‌های استخوانی (SOST، DKK1) و برخی شاخص‌های عملکردی تعادل زنان سالمند چاق بود.
روش بررسی: در این پژوهش نیمه تجربی 28 زن  سالمند دارای اضافه‌وزن یا چاق با میانگین شاخص توده بدنی  برابر با 5±30 کیلوگرم بر متر مربع (kg/m²) و میانگین سن آنان 5±60 سال به‌طور تصادفی به دو گروه 14 نفری کنترل و تمرین تاباتا  تقسیم شدند. گروه تمرین به مدت ده هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه  به مدت 45 الی 60 دقیقه تمرینات مقاومتی تاباتا را انجام دادند. 24 ساعت پیش و پس از مداخله نمونه‌های خونی جهت ارزیابی بیان ژن‌های اسکلروستین، دیککوپف1 گرفته شده و با روش Real-Time PCR بررسی شدند. همچنین شاخص-های ترکیب بدنی و آزمون‌های تعادل، استقامت عضلانی و عملکرد راه رفتن در زنان سالمند بررسی شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری (05/0≥p) تحلیل شدند. 
نتایج: مداخله تمرینی تاباتا باعث کاهش معنادار بیان ژن‌های SOST و DKK1 در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل شد (001/0p=)(001/0p=). همچنین، افزایش معنادار در شاخص‌های تعادل، استقامت‌عضلانی بالاتنه، پایین تنه و استقامت هوازی در گروه تمرین تاباتا نسبت به کنترل مشاهده شد (به ترتیب؛ (011/0p=)(029/0p=) (020/0p=)(047/0p=).
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان می‌دهد که تمرین مقاومتی تاباتا می‌تواند به عنوان یک رویکرد تمرینی مناسب در برنامه‌های فعالیت بدنی این گروه جمعیتی مد نظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر تمرینات ثبات مرکزی و پایدارسازی عصبی&amp;ndash;عضلانی پویا بر تعادل، سرعت راه رفتن و ترس از سقوط در سالمندان</title>
      <link>https://sbs.hsu.ac.ir/article_244607.html</link>
      <description>با توجه به افزایش جمعیت سالمند و چالش‌های مرتبط با سقوط، این پژوهش به دنبال ارزیابی اثربخشی مداخلات تمرینی غیر دارویی برای بهبود عملکرد حرکتی و کاهش خطر سقوط بود، زیرا مطالعات قبلی نشان‌دهنده کمبود تحقیقات مقایسه‌ای در این زمینه هستند. این مطالعه باهدف مقایسه تأثیر تمرینات ثبات مرکزی و پایدارسازی عصبی-عضلانی پویا بر تعادل، سرعت راه رفتن و ترس از سقوط در زنان سالمند انجام شد.این کار آزمایی تصادفی کنترل‌شده با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بر روی ۳۶ زن سالمند اجرا شد. شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی به سه گروه ۱۲ نفرِ تقسیم شدند: گروه تمرینات ثبات مرکزی، گروه تمرینات پایدارسازی عصبی-عضلانی پویا و گروه کنترل. مداخله شامل ۶ هفته تمرین، سه جلسه در هفته بود. تعادل ایستا با آزمون شارپند رومبرگ، تعادل پویا با آزمون برخاستن و رفتن (TUG)، سرعت راه رفتن با آزمون ۱۰ متری و ترس از سقوط با مقیاس FES-I ارزیابی شد.آزمون تی همبسته نشان داد که گروه‌های تجربی بهبود معناداری در تعادل ایستا ، تعادل پویا، سرعت راه رفتن و کاهش ترس از سقوط نسبت به پیش‌آزمون داشتند. گروه کنترل هیچ تغییر معناداری نشان نداد. تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی حاکی از برتری معنادار هر دو گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بود.اما تفاوت معناداری بین گروه‌های تجربی مشاهده نشد.هر دو نوع تمرینات مؤثر در بهبود عملکرد حرکتی سالمندان هستند. پیشنهاد می‌شود از پروتکل‌های ترکیبی این دو رویکرد برای پیشگیری از سقوط و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان استفاده شود، که این امر می‌تواند بار اقتصادی و اجتماعی سقوط‌ها را کاهش دهد</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
